به وبلاگ مهد عطر یاس خوش آمدید این مهد در یزدانشهر نجف آباد استان اصفهان واقع است
تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان مهد وپیش دبستانی عطر یاس..........موسسه هیئت رزمندگان اسلام و آدرس atreyas1.loxblog.comلینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
کی از همه قوی تره؟

یک روز صبح موش موشک ا ز مادرش پرسید:مادر کی از همه قوی تره؟
مادرش خندید و گفت :هر کس به اندازه ی خودش قویه.
موش موشک فکر کرد که مادرش شوخی میکند و با خودش گفت:امروز میرم جنگل و یه دوست قوی پیدا میکنم.
از خونه بیرون اومد و انقدر رفت و رفت تا خسته شد و روی زمین دراز کشید.
چشمش به خورشید گرم و پر نور افتاد و بلا خودش گفت:خورشید از همه قوی تره چون همه جا رو روشن میکنه.
بلند شد و فریاد کشید ای خورشید درخشان که در آسمان می درخشی من یک دوست قوی می خواهم آیا تو دوست من می شوی؟
خورشید گفت:درست است که من خیلی پر نورترم ولی ابر از من خیلی قوی تر است.چون او می تواند جلوی من بیاید و نورم را بگیرد.
موش از خورشید خداحافظی کرد.
با خودش گفت پس من با ابر دوست می شوم.بعد به آسمان نگاه کرد و یک تکه ابر دید.رفت و رفت تا به ابر رسید.
به ابر سلام کرد و گفت :ای ابر پر از باران من به دنبال یک دوست قوی هستم آیا با من دوست می شوی؟
ابر سلام کرد و گفت درست است که من می بارم وآب براتون میارم ولی باد از من قوی تر است چون او مرا اینطرف و آنطرف می کشاند.موشی از ابر خداحافظی کرد و راه افتاد.
موشی با صدای بلند باد را صدا کرد.یکدفعه گرد و غبار به هوا بلند شد.موشی فهمید که باد آمد سلام کرد و گفت:ای باد قوی
که به هر جا می روی.من یک دوست قوی می خواهم آیا تو با من دوست می شوی؟
باد گفت:درست است که من همه جا می روم اما کوه از من قوی تر است چون وقتی من به کوه می رسم دیگر زورم به او نمی رسد.
و مجبورم که بایستم.موشی از باد تشکر کرد و راه افتاد.موشی راه افتاد و رفت تا به کوه رسید.
از کوه کمی بالا رفت و با صدای بلند سلام کرد و گفت: ای کوه بلند و پر زور من یک دوست قوی می خواهم آـیا تو دوست من می شوی؟
درست است که من بلند و سخت هستم ولی وقتی زمین خودش را تکان می دهد تمام سنگ هایم می ریزد.پس زمین از من قوی تعر است.
موش گفت پس من با زمین دوست می شوم و راه افتاد.
موشی از کوه پایین آمد و زمین را صدا کرد و گفت:ای زمین پر زور که می توانی کوه را تکان بدهی .من یک دوست قوی می خواهم آیا تو دوست من می شوی؟ زمین گفت:درسته که من خیلی بزرگم ولی از من قوی تر هم هست.
مثلا خو تو می توانی من را سوراخ کنی و در درونم خانه بسازی..
موشی تازه متوجه حرف مادرش شد و فهمید هر موجودی می تواند هر کاری بکند به شرط آنکه خوب فکر کند...
نظرات شما عزیزان:
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 32
بازدید ماه : 25
بازدید کل : 12463
تعداد مطالب : 77
تعداد نظرات : 2
تعداد آنلاین : 1